براي آنچه كه دوستش داري بايد از جان بگذري


بعد مي ماند زندگي و آنچه كه دوستش داشتي


( شمس لنگرودي )


آشفتگي من از اين نيست كه تو به من دروغ گفته اي!


از اين آشفته ام كه ديگر نمي توانم تو را باور كنم.


( فردريش نيچه )

مغزهاي بزرگ در خصوص ايده ها صحبت مي كنند


مغزهاي متوسط درمورد حوادث بحث مي كنند


و مغزهاي كوچك درباره مردم...

ياد گرفتم:


با احمق بحث نكنم و بگذارم در دنياي


احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند.


با وقيح جدل نكنم چون چيزي براي از دست


دادن ندارد و روحم را تباه مي كند.


از حسود دوري كنم چون حتي اگر دنيا را هم


به او تقديم كنم باز هم از من بيزار


خواهد بود.


تنهايي را به بودن در جمعي كه به آن تعلق


ندارم ترجيح دهم.


زندگي دفتري از خاطره هاست...


يك نفر در دل شب


يك نفر در دل خاك


يك نفر همدم خوشبختي هاست


يك نفر همسفر سختي هاست


چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد


ما همه همسفر و رهگذريم...


آنچه باقيست فقط خوبي هاست!!

طوري نيست اگه آدم واسه كسي كه دوستش داره


غرورش رو بشكنه ولي فاجعه است كه بخاطر غرورش


كسي رو كه دوست داره از دست بده

خاطرات چوب هاي خيسي هستند كه نه با آتش مي سوزند و نه خاكستر


مي شوند

كودك فال فروشي را پرسيدم: چه مي كني؟


گفت: به آنان كه در ديروز خود مانده اند فردا را مي


فروشم.  ( دكتر علي شريعتي )

در روزگاري كه لبخند آدم ها به خاطر شكست توست


برخيز تا بگريند   (  كوروش كبير )

فردا يك راز است نگران نباش


ديروز يك خاطره بود حسرتش را نخور


و امروز يك هديه است قدرش را بدان...